تبلیغات
یاردر خانه و ما گرد جهان میگردیم - چه حرفایی..

چرا میترسی؟

  اگه میبینی میترسم

 اگه چیزی نمیپرسم

اگه بیهوده پوسیدم

من از ترس تو ترسیدم

از این لب بستگی هاوو

 از این دل خستگی ها وو

 توی ظهر یه تابستون

 از این یخ بستگی هاوو

از این تسلیم اجباری

 به این تقویم تکراری

 تموم عمرو بخشیدم

 من از ترس تو ترسیدم

چه حرفایی تو دلها موند

 سوالا که نپرسیدیم

دوباره از نگاه هم

 من و تو هر دو ترسیدیم

چه حرفایی تو دلها موند

 سوالا که نپرسیدیم

دوباره از نگاه هم

 من و تو هر دو ترسیدیم

بیا و تکیه گاهم شو

از اغاز همین قصه

 اخه چشم چراغ من

چرا میترسی هم غصه

مگه هر قطره باروون

واسه دریای دنیا نیس

تو که باشی منم هستم

دیگه این قطره تنها نیس

توی این جشن بارونی

 تو دریایی نمیدونی

یه عمری تو گوشت خوندن

نمیذاریم نمیتونی

چه حرفایی تو دلها موند

 سوالا که نپرسیدیم

دوباره از نگاه هم

 من و تو هر دو ترسیدیم

چه حرفایی تو دلها موند

 سوالا که نپرسیدیم

دوباره از نگاه هم

 من و تو هر دو ترسیدیم

چه حرفایی تو دلها موند

 سوالا که نپرسیدیم

دوباره از نگاه هم

 من و تو هر دو ترسیدیم

.

.

.

چه حرفایی....




تاریخ : 1392/04/25 | 14:07 | نویسنده : nazi | نظرات